تولد ساددینا
سلام دخمل خوشگله ..... دخمل شیرینه و دخمل نمکه مامان 
خوشگل خانوم خوش زبون دیگه خیلی حرف میزنیااااا میزنم لهت میکنماااااااااااا

کشته اداهاتو و خوش زبونیاتم جوجه خوشگل نازنازیه مامان
الههههی بمیرم حساسیتت خوب نشد ه و نمیدونم از چیه و از پاهات به دست و شکم و کمر و صورتت رسیده ............ همش در حال خاروندنی و میگه میخاره و بخار و هی میای میگی کَرم بزن
بمیرم برات ایشالا زود خوب بشی نفسکمممممم
میخوایم بریم بیرون هی میری به بابا میگه دیییره
برییم؟
الهیییی قربون مامان مییّم و بابا بِناام گفتنت برم مممممممن
من داشتم تی وی میدیدم جیغ زدم یهو.......اومدی بالا سر گفتی : ماما ترسیدی؟ 
بعد فیلم میبینی جای خطرناک میگی: هیییییییی داره میاد وااااااااای......ماما داره میاد (مثلا ماشین تند میاد) خخخخخخخخخخخ من اخه چی گم به تو دخمل
الکی ناز میکنی و پاتو نشون میدی آآآی آآآی میکنی و اوه اوه 
کارای تولدتم انجام دادم و ایشالا اگه خدا بخواد 31 مرداد شب تولد ...........تولد خانوادگی گرفتم برات عشقم ......................... همش میخونی: اتلُد اتلُد الُدت مباالک

5 شنبه تولد سادینا بود و کلللللللللللی بهمون خوش گذشت مخصوصا به تو :





تولد ساددینا
